السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

636

تفسير الميزان ( فارسي )

مىشوند ، روايتى ديگر جعل مىكنند تا با آن آيه نامبرده را تفسير كنند و به همين جهت در رواياتى كه در تفسير قرآن وارد شده ، روايت صحيح خيلى كم است . « 1 » و در تخطئه صاحبان آن تفسير خوب از عهده برآمده ، ولى خودش در بيان معناى تشبيهى كه در آيه شده خطا رفته ، مىگويد آنچه ابن عطيه گفته ، در جاى خود مطلبى روشن است براى اينكه رباخواران كسانى هستند كه مال دنيا آنها را فريفته و خود باخته شان كرده ، به حدى كه مال را مىپرستند ، و در جمعآورى آن جان مىكند ، و مال را هدف مىدانند نه وسيله ، و براى به دست آوردن آن تمامى كسب و كارهاى معمولى را رها كرده و از راه غير طبيعى كسب مىكنند ، و دلهايشان از آن حالت اعتدالى كه بيشتر مردم دارند خارج شده ، اين بىاعتدالى از همه حركات و معاملاتشان كاملا هويدا است ( هم چنان كه اين دلدادگى در حركات معتادين به عمل قمار كاملا به چشم مىخورد و مىبينى كه در كار خود آن قدر نشاط دارند و آن قدر غرق در كار خويشند كه توجه ندارند چگونه دچار سبكسرى و سفاهت شده و حركات غير منظمى انجام مىدهند ) كه همين حركات نامنظم و ديوانه وار وجه تشبيه رباخوار به ديوانگان است ، چون كلمه « تخبط » از ماده « خبط » است ، كه عبارت است از نوعى نامنظم بودن ، مانند خبط عشواء ( شتر كور ) اين بود گفتار صاحب المنار در معناى تشبيهى كه در آيه شريفه آمده است . و وجه نادرستى گفتارش اين است كه هر چند خروج رباخوار و قمارباز از اعتدال و انتظام عمل ، حرف درستى است ليكن معلول ربا خوردن به تنهايى نيست و مقصود آيه هم از تشبيه اين نيست . اما اينكه گفتيم : معلول ربا خوردن نيست براى اينكه علت عدم اعتدال رباخوار و حركات ديوانه وارش بريدن از خدا و بندگى او و هدف قرار دادن لذائذ مادى است ، از آنجايى كه هدف و همت خود را لذائذ مادى قرار داده ، و علم و درك خود را به هدفى والاتر از آن متوجه نساخته است و نتيجه اش اين شد كه عفت دينى و وقار نفسانى را از دست بدهد و چون لذائذ مادى ( هر چند كه اندك باشد ) در آنان اثر مىگذارد لذا حركاتشان مضطرب و ناموزون است حال چه اينكه اين گونه افراد ربا بخورند و چه نخورند پس حالات نامبرده ربطى به رباخوارى ندارد . و اما اينكه گفتيم : « مقصود آيه هم از تشبيه ، اين نيست » براى اين بود كه احتجاج و

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 3 ص 94